تبلیغات
بهائیت و روسیه
 
 


<-BlogDescription->

ای دنیا کاش علی دیگری می‎آوردی!

نگاه بزرگان به امام علی(علیه‎السلام)


جبران جلیل

«به عقیده من على بن ابیطالب(علیه‎السلام) نخستین مرد از قوم عرب است كه وجودش جامع همه فضائل كامله بوده، و روح فضیلت را در قوم خویش دمید و آهنگ آن را به گوش مردم رسانید كه پیش از آن مانند آن را نشنیده بودند، به گونه‎اى كه آنها در بین تاریكى‎هاى جاهلیّت از روش روشن او متحیّر ماندند، آن كس كه طریقه امام على(علیه‎السلام) را پسندید به فطرت سلیم بازگشت و از نهاد پاك خود راى گرفت، و آنكه از درِ خصومت وارد شد، جاهلیّت را ترجیح داد، چه او فرزند جاهلیّت بود.»

جبران خلیل معتقد بود كه: دو طایفه شیفته روش على بودند؛

یكى خردمندان پاك دل،

و دیگرى نیكو سرشتان با ذوق .

على بن ابیطالب(علیه‎السلام) شهید عظمت خویش گشت، او از دنیا رفت در حالى كه نماز بر زبانش جارى و دلش از شوق خدا لبریز بود، مردم عرب حقیقت مقام او را درك نكردند، تا گروهى از مردم كشور همسایه آنها "ایران" برخاسته این گوهر گرانبها را از سنگ تشخیص داده و او را شناختند.

جبران خلیل اضافه مى كند كه:

على(علیه‎السلام) مانند پیامبران درگذشت، مقام و شان او در بصیرت و بینائى مانند پیامبران بود، و اختصاص به شهر و بلد و قوم و زمان و مكان خاصّى نبوده است، بلكه شخصیت او بین المللى بود.

جبران همیشه نامِ على(علیه‎السلام) را در مجالس خاصّ و عامّ به زبان مى‎آورد و تعظیم مى‎كرد و مى‎گفت على از جهان رفت، اما هنوز رسالت خویش را، به كمال تبلیغ نكرده بود.(1)

 

شبلى شمیل

شبلى شمیل(2) درباره على(علیه‎السلام) مى‎گوید:

امام على(علیه‎السلام) شخصیتى است كه پس از چهارده قرن یك فرد مادى كه پیوند او با تمام مذاهب گسسته است و جز مادّه و انرژى چیزى را نمى‎پذیرد، درباره امام على(علیه‎السلام) چنین مى‎گوید:

جبران خلیل معتقد بود كه: دو طایفه شیفته روش على بودند؛

یكى خردمندان پاك دل،

و دیگرى نیكو سرشتان با ذوق .



.................................... ادامه مطلب .............................................



:: ادامه مطلب
:: مرتبط با: مناسبت ها , دل نوشته ,
:: برچسب‌ها: بهائیت , بهاییت , روسیه , بهائیت و روسیه , استعمار روسیه , فرق باطل , بهائیت و استكبار ,
نویسنده : ارشاد
تاریخ : پنجشنبه 1 مرداد 1394
ماه رجب ماه بخشش و آمرزش

درباره ماه رجب و عبادت در این ماه همین یك حدیث بس كه

 پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) درباره پاداش روزه داران ماه رجب فرموده است:


« مَنْ صَامَ مِنْ رَجَب أربَعَةَ عَشَرَ یَوماً أعطَاهُ اللهَ عَزَّوَجَلَّ مِنَ الثَّوَابِ مَا لاَ عَینٌ

رَأت وَلاَ أُذُنٌ سَمِعَتْ وَلاَ خَطَرَ عَلى قَلبِ بَشَر مِن قُصُورِ الجِنَانِ الَّتى بُنِیَت بِالدُّرّ

وَالیَاقُوت ».

هر که از ماه رجب چهارده روز را روزه بگیرد خداى عزیز و جلیل از بهشت

هایى که با درّ و یاقوت ساخته شده پاداشى به او عنایت مى کند که نه

چشمى دیده و نه گوشى شنیده و نه بر دل بشرى خطور کرده است .


التماس دعا


برگرفته از کتاب «جلوه های رحمت الهی» - تالیف استاد حسین انصاریان



::
:: مرتبط با: مناسبت ها , دل نوشته ,
:: برچسب‌ها: ماه رجب , بهائیت , بهاییت , روسیه , بهائیت و روسیه , استعمار روسیه , فرق باطل ,
نویسنده : ارشاد
تاریخ : جمعه 25 اردیبهشت 1394
شهادت حضرت زهرا (س) واقعیتى انكارناپذیر 2

این آواى شوم نه تنها از مسلّمات منابع معتبر شیعه است، بلكه معتبرترین كتابهاى اهل سنت بر این مصیبت شاهدند. صحیح بخارى - معتبرترین كتاب، پس از قرآن در نزد اهل سنت - طلیعه این مصیبت را از قول ابن عباس در ضمن حدیثى چنین توصیف مى‏كند «الرزیّة كلّ الزریّة» مصیبت آن مصیبتى كه بر هر مصیبتى برترى دارد، بلكه آن مصیبتى كه همه مصائب را در بر مى‏گیرد، زمینه سازى براى این مصیبت عظمى‏ بود. نسبت هذیان و... به پیامبر اكرم (ص) «غلبه الوجع» براى جلوگیرى تأكید بیشتر بر سفارشات آن حضرت درباره شهید این مصیبت و... بود. و با جمله «عندنا كتاب اللَّه حسبنا» كتاب را از عترت جدا كرده و زمینه «الرّزیّة كلّ الرّزیّة» را فراهم كردند.


اینك متن حدیث (ابن عباس گفت:

چون بیمارى رسول خدا (ص) شدید گردید، فرمود: چیزى بیاورید تا بر آن براى شما نوشته‏اى بنویسم كه بعد از آن گمراه نشوید. عمر گفت: بر پیامبر (ص) بیمارى چیره گردیده، كتاب خدا در دست ماست ما را بس است، پس اختلاف كردند وجنجال بالا گرفت. پیامبر (ص) فرمود: از نزد من بر خیزید درگیرى در حضور من سزاوار نیست.

پس ابن عباس بیرون رفت ومى گفت: مصیبت، تمام مصیبت آنگاه رخ داد كه بین پیامبر (ص) ونوشتارش حائل گردیدند.

«عن ابن عباس قال: لمّا اشتدّ بالنّبیّ (صلى الله علیه و سلم) وجعه، قال: ائتونى بكتاب اكتب لكم كتاباً لاتضلّوا بعده، قال عمر: انّ النّبیّ (صلى الله علیه و سلم) غلبه الوجع وعندنا كتاب اللَّه حسبنا، فاختلفوا وكثر الغلط، قال: قوموا عنّی ولاینبغی عندی التنازع، فخرج ابن عباس یقول: انّ الرزیّة كلّ الرزیّة ماحال بین رسول اللَّه (صلى الله علیه و سلم) وبین كتابه.»

صحیح بخارى، ج 1، ص 120، كتاب العلم، باب 82 كتابة العلم، حدیث 112. و ج 3، ص 318، كتاب المغازى، باب 199 مرض النّبیّ (ص) و وفاته، حدیث 872. و ج 4، ص 225، كتاب المرض و الطب، باب 357 قول المریض قوموا عنّى، حدیث 574. و ص‏774، كتاب الاعتصام، باب 1191 كراهیة الخلاف، حدیث 2169.

شاید آنانكه كلام ابن عباس را مى‏شنیدند كه مى‏گوید: «الرّزیّة كلّ الرّزیّة» واى مصیبت جامع، حیران و آشفته خاطر بودند كه یعنى چه؟ ! ابن عباس چه مى‏گوید؟ ! امّا پس از چند روز انگشت شمار نسبت دهنده هذیان و یاوه‏گویى به پیامبر (ص) كلام دیگرى گفت: به خدا قسم خانه را با شما آتش مى‏زنم. این ماجرا در منابع فراوانى از اهل سنت آمده كه فقط به چند نمونه آن اشاره مى‏شود.

الف: ابو بكر عبداللَّه بن محمد بن ابى شیبه، شیخ و استاد بخارى، در كتاب المصف، مى‏گوید:

«آنگاه كه بعد از رسول‏خدا (ص) براى ابوبكر بیعت مى‏گرفتند. على (ع) وزبیر براى مشورت در این امر نزد فاطمه (س) دختر پیامبر (ص) رفت وشد مى‏كردند. عمر بن خطاب با خبر گردید وبنزد فاطمه (س) آمد وگفت: اى دختر رسول خدا (ص) ! به خدا در نزد ما كسى از پدرت محبوبتر نیست وپس از او محبوبترین تویى ! ! وبه خدا قسم این امر مرا مانع نمى‏شود كه اگر آنان نزد تو جمع شوند، دستور دهم كه خانه را با آنها به آتش كشند. اسلم گفت: چون عمر از نزد فاطمه (س) بیرون شد، على (ع) و... به خانه بر گشتند. پس فاطمه (س) گفت: مى‏دانید كه عمر نزد من آمد، وبه خدا قسم یاد كرده اگر شما (بدون اینكه با ابوبكر بیعت كنید) به خانه برگردید خانه را با شما آتش مى‏زند؟ وبه خدا قسم كه او به سوگندش عمل خواهد كرد »

«حین بویع لأبى بكر بعد رسول اللَّه (ص) كان علیّ والزبیر یدخلان على فاطمة بنت رسول اللَّه (ص) فیشاورونها ویرجعون فی أمرهم، فلمّا بلغ ذلك عمر بن خطاب، خرج حتّى‏ دخل على فاطمة فقال: یا بنت رسول اللَّه (ص) واللَّه ما أحد أحب إلینا من أبیك وما أحد أحب إلینا بعد أبیك منك، وأیم اللَّه ما ذلك بمانعی أن اجتمع هؤلاء النفر عندك أن أمرتهم أن یحرق علیهم البیت. قال: فلمّا خرج عمر جاؤوها فقالت: تعلمون انّ عمر قد جائنی وقد حلف باللَّه لإن عدتم لیحرقنّ علیكم البیت، وأیم اللَّه لیمضینّ لما حلف علیه. »

كتاب المصنف، ج 7، ص 432، حدیث 37045، كتاب الفتن.

ب: همین مضمون را سیوطى در مسند فاطمه، آورده است. سیوطى، مسند فاطمه، ص 36. ج:

ابن عبدالبر، در الاستیعاب، نیز این داستان را نقل كرده است.

ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج 3، ص 975. و...:

و سپس با مشعلى بر در خانه فاطمه آمد و در جواب فاطمه كه فرمود: آیا من نظاره‏گر باشم و تو خانه مرا آتش بزنى؟ گفت: بلى. چنانكه بلاذرى مى‏گوید: « ابوبكر به على (ع) پیام فرستاد تا با وى بیعت كند امّا على نپذیرفت. پس عمر با مشعلى آمد، فاطمه (س) نا گاه عمر را با مشعل در خانه‏اش یافت، پس فرمود: یابن الخطّاب ! آیا من نظاره گر باشم وحال آنكه تو در خانه‏ام را بر من به آتش مى‏كشى؟ ! عمر گفت: بلى. »

 «انّ ابابكر ارسل الى علىٍّ یرید البیعة، فلم یبایع فجاء عمر ومعه فتیلة فتلقته فاطمة على الباب، فقالت فاطمة: یابن خطاب ! أتراك محرقاً علىَّ بأبی؟ ! قال: نعم. »

بلاذرى، انساب الاشراف، ج 1، ص 586.

وابوالفداء نیز مى‏گوید:

« سپس ابوبكر عمر بن خطاب را به سوى على وآنانكه با او بودند فرستاد تا آنان را از خانه فاطمه (س) بیرون كند. وگفت: اگر از دستور تو سر باز زدند با آنان بجنگ.

پس عمر مقدارى آتش آورد تا خانه را آتش زند.

پس فاطمه (س) بر سر راهش آمد وفرمود: كجا؟ اى پسر خطاب ! آمده‏اى تا كاشانه ما را به آتش كشى؟ ! گفت: بلى. یا در آنچه امت وارد شده‏اند وارد شوند. »

« ثمّ انّ ابابكر بعث عمر بن خطاب الى علیٍ ومن معه لیخرجهم من بیت فاطمة (رضی‏اللَّه عنها) وقال: ان ابى‏ علیك فقاتلهم، فاقبل عمر بشى‏ء من نار على ان یضرم الدار، فلقیته فاطمة (رضی‏اللَّه عنها) وقالت: الى این یابن الخطّاب؟ ! أجئت لتحرق دارنا؟ ! قال: نعم، او یدخلوا فیمادخل فیه الامّة. »

ابوالفداء، تاریخ ابى الفداء ج 1 ص 156. دار المعرفة، بیروت.

این سخن و این رفتار تفسیرى بر كلام ابن عباس «الرزیّة كلّ الزریّة» گردید. نه، سخن ابن عباس تفسیرى به گستردگى تاریخ، بلكه به وسعت... دارد، كه در این رزیّه و ماتم، تاریخ قصیده‏اى سروده است، كه این گفته و كرده عمر جزء اوّلین مصرعهاى آن قصیده بود. شاید ابن عباس هم از آن غزلى كه عمر سرائید «غلبه الوجع» در ابتدا «الرزیّة كلّ الزریّة» را درك نمى‏كرد. و تنها پیامبر اكرم (ص) در بستر بیمارى این غزل غم را تا به پایان خواندند، كه درد و تلخى آن، سختى بیمارى را تحت الشعاع قرار داد. از اینرو عالم بزرگ سنى شافعی جوینی - استاد جمعى از علماى اهل سنت، كه یكى از شاگردانش - ذهبى - كه به شاگردیش افتخار مى‏كند و مى‏گوید:

سمعت من الإمام المحدّث الأوحد الأكمل فخرالإسلام صدرالدّین... و كان دیّناً صالحاً.

 تذكرة الحفاظ، ج 4، ص 1505، رقم 24.

 از پیامبر اكرم (ص) نقل مى‏كند كه فرمود:

«چون به دخترم فاطمه مى‏نگرم بیاد مى‏آورم آنچه را كه بعد از من بر سر او خواهد آمد و حال آنكه در خانه‏اش ذلّت وارد گردیده، از وى هتك حرمت شده، حقش غضب، و ارثش منع شده، پهلویش شكسته و جنینش سقط گردیده و او فریاد برمى‏آورد « یا محمداه ».... پس او اولین كسى از اهل‏بیتم مى‏باشد كه به من ملحق مى‏گردد، پس بر من وارد مى‏شود، محزون، مكروب، مغموم، مقتول... ».

 «..وانّی لمّا رأیتها ذكرت ما یصنع بعدی، كانّی بها وقد دخل الذّل بیتها وانتهكت حرمتها وغصبت حقّها ومنعت ارثها وكسرت جنبها واسقطت جنینها وهی تنادى: یإ؛ محمداه...فتكون اوّل من یلحقنی من أهل بیتی فتقدم علیّ‏َ محزونة مكروبة مغمومة مغصوبة مقتولة. »

فرائد السمطین، ج 2، ص‏34، 35 طبع بیروت. ‏

هنگامى با مشعل آتش براى تسلیت دختر پیامبر اكرم (ص) آمدند كه وى «به محسن» باردار بود و تهاجم به خانه و... موجب قتل محسن طفلى كه هنوز پابه دنیا ننهاده بود گردید. چنانكه ابن ابى دارم - آنكه ذهبى وى را «الامام الحافظ الفاضل... كان موصوفاً بالحفظ و المعرفة» خوانده - جمله «إنّ عمر رفس فاطمة حتّى اسقطت بمحسن ؛ عمر لگدى بر حضرت زهرا (س) زد تا محسن سقط گردید ». را مورد تقریر و تأیید قرار داده، تا مورد نكوهش گروهى قرار گرفت.

«كان ابن ابى دارم مستقیم الامر عامة دهره ثم فى آخر ایامه كان اكثر ما یقرء علیه المثالب حضرته و رجل یقرء علیه ان عمر رفس فاطمة حتى اسقطت بمحسن. »

سیر اعلام النبلاء، ج 15، ص 578.

روشن است زنى كه در اثر تهدید به احراق بیت و آتش زدن خانه‏اش و سقط جنینش و... مریض گردد و مرض او در زمان كوتاهى منجر به فوت وى شود، این فوت شرعاً و عرفاً و عقلاً قتل و شهادت محسوب مى‏گردد، و به عامل جنایت مستند مى‏باشد، و نیازى به دلیل دیگرى ندارد. از اینرو است كه ائمه معصومین: واهل‏بیت رسول‏خدا (ص) مادر خود را شهید مى‏خواندند. چنانكه حضرت موسى بن جعفر (ع) فرمود:

«إنّ فاطمة (س) صدیقة شهیدة»

اصول كافی، ج 1، ص 381، ح 2.

با آنچه گفته شد جاى تردیدى باقى نمى‏ماند، و شهادت دختر پیامبر (ص) براى هیچ شیعه و سنى منصف و غیرمتعصبى قابل انكار نیست. در عین حال باز هم این قصّه بر باورهاى بسیارى سنگین مى‏آید و جا دارد كه فریاد برآورند كه: آه چه مى‏گوئى؟ چه مى‏نویسى؟ ساكت باش؟ مگر ممكن است راست باشد؟ اگر راست است، پس چرا افلاك مى‏گردند؟ خورشید مى‏تابد؟ و.... مگر خدا به پیامبرش نفرمود: «لولاك لما خلقت الأفلاك» و پیامبر اكرم (ص) درباره دخترش نفرمود: «فاطمة بضعة منّى؛ فاطمه پاره‏تن من است»؟

شاید بخارى به دروغ، طلیعه این غزل را سروده است «غلبه الوجع»، «عندنا كتاب اللَّه حسبنا»، «الرزیّة كلّ الزریّة»؟ مگر صحیح بخارى معتبرترین كتاب اهل سنت نیست؟ چرا این جملات را آن قدر تكرار كرده؟ چرا وى مراسم غریبانه به خاك سپارى فاطمه را در نیمه شب دور از انظار خلیفة و... ذكر كرده؟ ومى گوید:

چون فاطمه وفات كرد شوهرش علی (ع) وى را شبانه به خاك سپرد وابوبكر را خبر نكرد وخود بر او نماز گزارد.

فلمّا توفّیت دفنها زوجها علیّ لیلاً و لم یؤذن بها ابابكر و صلّى علیها...

صحیح بخارى، ج 3، ص 253، كتاب المغازى، باب 155 غزوة خیبر، حدیث 704.

چرا كراهیت على (ع) ملاقات با عمر را ذكر كرده؟

... أن ائتناو لا یأتنا احد معك كراهیّة لمحضر عمر.

همان مدرك ‏ اگر بخارى مى‏بود شاید مى‏گفت: من تنها نبودم، مسلم هم همین جریان را نقل كرده وگفته است: كه ابن عباس بر این رزیّة چنان گریست كه از اشكاهایش ریگها تر شدند:

« قال ابن عباس: یوم الخمیس وما یوم الخمیس، ثمّ بكى‏ حتّى‏ بلّ دمعه الحصى‏، فقلت یا بن عباس وما یوم الخمیس؟ قال: اشتدّ برسول‏اللَّه (صلى الله علیه و سلم) وجعه فقال ائتونی اكتب لكم كتاباً لاتضلّوا بعدی فتنازعوا وما ینبغی عند نبىّ تنازع، وقالوا ما شأنه أهجر استفهموه، قال: دعونی... »

ابن عباس گفت: روز پنجشنبه، چه روز پنجشنبه‏اى سپس گریست تا آب دیدگانش ریگها را تر كرد. پس گفتم: روز پنجشنبه چیست؟ گفت: بیمارى رسول خدا (ص) شدید گشت، پس فرمود: بیاورید تا براى شما نوشتارى بنویسم كه بعد از من گمراه نشوید. پس نزاع كردند، ونزاع در نزد پیامبر سزاوار نیست، و گفتند او را چه شده است، هزیان مى‏گوید، از او جویاشویم، فرمود، رها كنید مرا...

صحیح مسلم، ج 3، ص 455، كتاب الوصیّه باب 5 الوقف ح 22.

ابن ابى شیبه استادم قبل از من فاجعه را روشن‏تر بیان كرده كه تهدید بآتش كشیدن خانه را ذكر كرده. مطلب روشن‏تر از آن است كه بتوان آن را مخفى كرد، چه اینكه این مطلب در منابع معتبر ما اهل‏سنت فراوان آمده.

شاید كسى تصّور كند: آنچه به سند صحیح ومعتبر ثابت وغیر قابل انكار است، تهدید به آتش كشیدن خانه فاطمه (س) است، امّا اصل آتش زدن ثابت نیست. بلى، كلام ابن ابى شیبه به تنهایى آتش زدن بیت وحى را ثابت نمى‏كند، امّا بخارى با نقل بیعت نكردن على (ع) با ابوبكر از به آتش كشیدن بیت نبوّت خبر مى‏دهد. زیرا در نقل ابن ابى شیبه خواندیم كه عمر قسم یاد كرد اگر بیعت نكنند دستور مى‏دهم تا خانه را با اهلش آتش زنند. آنچنان سوگند عمر جدّى بود كه فاطمه (س) سوگند مى‏خورد كه عمر به قسمش وفا خواهد كرد. وبخارى آورده است:

«فاطمه (س) بر ابوبكر غضب نمود پس با وى قهر كرد پس با او سخنى نگفت تا وفات نمود وبعد از پیغمبر (ص) شش ماه زندگى كرد... (و على (ع)) در این ماههابیعت نكرد.

«فوجدت فاطمة على ابى بكر فی ذلك فهجرته فلم تكلمه حتّى‏ توفیّت وعاشت بعد النّبیّ (صلى الله علیه و سلم) ستّة اشهر... ولم یكن یبایع تلك الاشهر. »

صحیح بخارى، ج 3، ص 253، كتاب المغازى، باب 155 غزوة خیبر، حدیث 704.

پس بنا بر این چنانكه بلاذرى در انساب الاشراف مى‏گوید:

« فلم یبایع فجاء عمر ومعه فتیلة ».

عمر به مقتضاى قسمش عمل كرد وبیت اهل البیت را به آتش كشید.

وآنچه برخى نقل كرده‏اند كه على (ع) پس از تهدید ناگزیر از بیعت شد ونوبت به احراق نرسید، مخالف نقل بخارى است، كه در نزد اهل سنت از اعتبار بیشترى برخوردار است، ونیز شواهد حدیثى وتاریخى، آن رامردود مى‏داند. بلى قافیه این مرثیه و نوحه با سرودن طلیعه آن به زبان هر سراینده‏اى جارى مى‏شود، چون با قسم به آتش زدن خانه، وسپس براى وفاء به قسم با مشعل به در خانه آمدن، و سقط جنین و... از دنیا رفتن پس از مدت كوتاهى، قتل و شهادت و مستند به این مقدمات خواهد بود.

هر چند بعضى از ناقلین این مرثیه و مصیبت به نتیجه آن تصریح نكرده باشند. امّا همانطور كه گذشت این مرثیه به وسیله پدر فاطمه (س) پیامبر اكرم (ص) و فرزندانش ائمه اطهار: تا پایان سرائیده شد. تا اینجا به گوشه‏اى از شواهد تاریخى حدیثى بر شهادت فاطمه زهرا (س) از منابع معتبر اهل سنت اشاره شد. مطلب آنقدر واضح و روشن است كه نیازى به تكثیر منابع نیست.

امّا از طرف دیگر فاجعه آن قدر بزرگ و سنگین است كه هر چند نتوان در ادلّه و مستندهاى تاریخى و حدیثى آن خدشه نمود، امّا باز هم عواطف و احساسات به سختى مى‏تواند آن را باور كند.

مگر على (ع) نبود؟ چگونه جرأت كردند؟

على (ع) مى‏دید؟ مى‏دید فاطمه (س) را مى‏زدند؟ مى‏دید آتش شعله مى‏كشد؟ مى‏دید مصیبتهایى كه روزگاران را همچون شب تار و سیاه كرده است بر فاطمه (س) مى‏بارد؟ ! چگونه جرأت كردند؟

مگر ندیده بودند على (ع) در خیبر را چگونه از جا كند؟ مگر ندیده بودند على (ع) مرحب را چگونه دو نیم كرد؟ مگر ندیده بودند على (ع) عمرو بن عبدود را...؟ مگر ندیده بودند؟؟؟

مگر نداى جبرئیل را نشنیده بودند «لا سیف الاّ ذوالفقار و لا فتى الاّ على» چگونه جرأت كردند؟ بلى على (ع) را دیده بودند.

اى كاش على (ع) را فقط در این صحنه‏ها دیده بودند تا جرأت نمى‏كردند. حلم على را هم كه از كوهها سختتر بود دیده بودند.

یافته بودند كه على (ع) نفس پیغمبر (ص) است، و پیغمبر را نیز سالها آزموده بودند، اكنون شروع ماجرا نبود. قبل از آن بر پیامبر (ص) جرأت مى‏كردند. و او را مى‏آزردند ! آن هم نه آزارى همچون آزار مشركان مكّه، كه بر آن حضرت سنگ و خاك و خاكستر و زباله مى‏ریختند ! از آن زشتتر ! و نه آزارى همچون آزار مشركان و یهود و نصارى در جنگها با تیر و نیزه و شمشیر، بلكه از آن سختتر ! آزار در مورد همسران پیامبر (ص): آه چه دشوار است بر غیرت اللَّه. باید سر بر دیوار نهاد و تا ابد بر مظلومیت محمد (ص) خون گریست « كه او فرمود: «ما اوذى نبىّ بمثل ما اوذیت» بجاى اینكه با پیروزى‏ها اذیّت و آزارها كم شود افزون مى‏گردید ! و با رحلتش به اوج رسید.

یافته بودند كه سماحت و عظمت پیامبر (ص) بر شجاعت و قدرتش فزونى دارد. دیده بودند در مقابل اذیّتهاى مشركین قریش نفرین نمى‏كرد و مى‏فرمود «انّ قومى لا یعلمون» و در مقابل آنانكه بر آن حضرت شمشیر كشیده بودند فرمود: «اذهبوا انتم الطّلقاء» لذا بر آن حضرت جرأت مى‏كردند.

او حیا مى‏كرد كه خود در مقابل آزارهایى كه بر وى وارد مى‏شد اعتراض كند، او دین خدا را پاس مى‏داشت، و خدا به دفاع از او مى‏پرداخت.

از آیات سوره احزاب استفاده مى‏شود كه: جمعى سرزده و بدون اذن وارد خانه پیامبر (ص) مى‏شدند. چون آنها را دعوت به میهمانى مى‏كردند، پس از پذیرایى دور هم مى‏نشستند و با هم به گفتگوهاى بیهوده و حتى آزاردهنده‏اى مى‏پرداختند. و گاه چون از زنان پیامبر چیزى مى‏خواستند ناگهان پرده را بالا زده و سؤال خود را مطرح مى‏كردند. پیامبر از این وضع آزرده مى‏گشت.

امّا حیا مانع بود تا آنها را از این رفتارهاى ناهنجار و ناشایسته منع كند. خداوند آیاتى را فرو فرستاد و آنها را از این رفتار ناشایست خصوصاً در مورد همسران پیامبر بر حذر داشت.

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ إِلاَّ أَنْ یُؤْذَنَ لَكُمْ إِلى‏ طَعامٍ غَیْرَ ناظِرینَ إِناهُ وَ لكِنْ إِذا دُعیتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَ لا مُسْتَأْنِسینَ لِحَدیثٍ إِنَّ ذلِكُمْ كانَ یُؤْذِی النَّبِیَّ فَیَسْتَحْیی‏ مِنْكُمْ وَ اللَّهُ لا یَسْتَحْیی‏ مِنَ الْحَقِّ وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِن‏.

اى كسانى كه ایمان آورده‏اید ! به خانه‏هاى پیامبر داخل نشوید مگر بشما براى صرف غذا اجازه داده شود، بدون اینكه چشم به ظرف غذاى وى بدوزید، امّا هنگامى كه دعوت شدید داخل شوید، ووقتى غذا خوردید پراكنده شوید، و (بعد از صرف غذا) به بحث وگفتگو ننشینید، این عمل، پیامبر را مى‏آزارد، ولى از شما شرم مى‏كند (وچیزى نمى‏گوید)، امّا خدا از (بیان) حق شرم ندارد. وهنگامى كه چیزى از آنان (همسران پیامبر) مى‏خواهید از پشت پرده بخواهید، این كار براى پاكى دلهاى شما وآنها بهتر است

سورة الاحزاب، آیة 53.

و سپس فرمود:

شما حق ندارید پیامبر (ص) را بیازارید و پس از او با همسرانش ازدواج كنید این رفتار شما نزد خداوند بزرگ است‏

وَ ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَ لا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذلِكُمْ كانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظیما

سورة الاحزاب، آیه 53.

و پس از چند آیه مى‏فرماید:

آنانكه خدا و پیامبرش را مى‏آزارند، خداوند برآنها در دنیا و آخرت لعن مى‏فرستد و براى آنان عذابى خار كننده آماده فرموده است.

إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنهَُمُ اللَّهُ فىِ الدُّنْیَا وَ الاَْخِرَةِ وَ أَعَدَّ لهَُمْ عَذَابًا مُّهِینًا

سورة الاحزاب، آیه 57.

شاید بتوان یكى از اهم مصادیق آزار پیامبر (ص) را داستانى كه بخارى آورده است به شمار آورد. حاصل داستان این است كه زنان پیامبر اكرم (ص) در تاریكى شب با پوشش كامل به مكانى كه خلوت و مناسب بود براى قضاء حاجت مى‏رفتند. چون ام‏المؤمنین سوده قد بلندى داشت یا تنومند بود عمر وى را شناخت و فریاد برآورد كه‏اى سوده تو نمى‏توانى خود را از ما پنهان كنى، بدان كه ما تو را شناختیم. سوده بر مى‏گردد، و به پیامبر شكوه مى‏برد و آن حضرت مى‏فرماید شما رخصت داده شده‏اید كه براى حوائجتان خارج شوید. این داستان را بخارى در سه جا از كتاب صحیحش آورده است.

1 - در كتاب التفسیر سورة الاحزاب در ذیل آیات فوق:

« عن عَائِشَةَ رضی الله عنها قالت خَرَجَتْ سَوْدَةُ بعد ما ضُرِبَ الْحِجَابُ لِحَاجَتِهَا وَكَانَتْ امْرَأَةً جَسِیمَةً لَا تَخْفَى على من یَعْرِفُهَا فَرَآهَا عُمَرُ بن الْخَطَّابِ فقال یا سَوْدَةُ أَمَا والله ما تَخْفَیْنَ عَلَیْنَا فَانْظُرِی كَیْفَ تَخْرُجِینَ قالت فَانْكَفَأَتْ رَاجِعَةً وَرَسُولُ اللَّهِ e فی بَیْتِی وَإِنَّهُ لَیَتَعَشَّى وفی یَدِهِ عَرْقٌ فَدَخَلَتْ فقالت یا رَسُولَ اللَّهِ إنی خَرَجْتُ لِبَعْضِ حَاجَتِی فقال لی عُمَرُ كَذَا وَكَذَا... فقال إنه قد أُذِنَ لَكُنَّ أَنْ تَخْرُجْنَ لِحَاجَتِكُنَّ »

ایشه گفت: پس از آنكه آیه حجاب نازل گردید، سوده براى قضاى حاجتش بیرون رفت، او زنى تنومند بود، از اینرو نمى‏توانست خود را از كسانیكه او را مى‏شناختند پنهان كند عمر بن خطاب او را دید، وگفت: اى سوده ! به خدا نمى‏توانى خود را از ما مخفى نگاه دارى، پس فكر كن چگونه خارج شوى گفت: پس بادگرگونى باز گشت وبر پیامبر وارد شد وگفت: یا رسول اللَّه ! من براى برخى از نیازهاى خود بیرون رفتم: عمر به من چنین وچنان گفت... پس (پیامبر اكرم (ص) فرمود: شما اجازه داده شده‏اید تا براى نیازهایتان خارج شوید.

صحیح بخارى، ج 3، ص‏451 باب 45، حدیث 1220. ‏

2 - در كتاب النكاح باب خروج النساء لحوائجهن:

« عن عَائِشَةَ قالت خَرَجَتْ سَوْدَةُ بِنْتُ زَمْعَةَ لَیْلًا فَرَآهَا عُمَرُ فَعَرَفَهَا فقال إِنَّكِ والله یا سَوْدَةُ ما تَخْفَیْنَ عَلَیْنَا فَرَجَعَتْ إلى النبی e فَذَكَرَتْ ذلك له وهو فی حُجْرَتِی یَتَعَشَّى وَإِنَّ فی یَدِهِ لَعَرْقًا فَأَنْزَلَ علیه فَرُفِعَ عنه وهو یقول قد أَذِنَ الله لَكُنَّ أَنْ تَخْرُجْنَ لِحَوَائِجِكُنَّ »

(عایشة گفت: شبى سوده بنت زمعه بیرون رفت، عمر او را دید وشناخت، وگفت: به خدا اى سوده نمى‏توانى خود را از ما مخفى نگاه دارى گفت: بسوى پیامبر (ص) باز گشت، پس ماجرا را براى آن حضرت نقل كرد، واو (ص) مى‏فرمود: خدا به شما اجازه داده است تا براى نیازهایتان خارج شوید.)

 همان، ج 4، ص 75، ب 116، ح 166. ‏

3 - كتاب الوضوء باب خروج النساء الى البراز.

« عن عَائِشَةَ أَنَّ أَزْوَاجَ النبی e كُنَّ یَخْرُجْنَ بِاللَّیْلِ إذا تَبَرَّزْنَ إلى الْمَنَاصِعِ وهو صَعِیدٌ أَفْیَحُ فَكَانَ عُمَرُ یقول لِلنَّبِیِّ (ص) احْجُبْ نِسَاءَكَ فلم یَكُنْ رسول اللَّهِ (ص) یَفْعَلُ فَخَرَجَتْ سَوْدَةُ بِنْتُ زَمْعَةَ زَوْجُ النبی (ص) لَیْلَةً من اللَّیَالِی عِشَاءً وَكَانَتْ امْرَأَةً طَوِیلَةً فَنَادَاهَا عُمَرُ ألا قد عَرَفْنَاكِ یا سَوْدَةُ حِرْصًا على أَنْ یَنْزِلَ الْحِجَابُ »

عایشه گفت: همسران پیغمبر (ص) در شب براى قضاى حاجت به زمین وسیعى مى‏رفتند، عمر به پیامبر مى‏گفت: زنانت را از نامحرمان بپوشان امّا پیامبر (به نصیحت عمر) عمل نمى‏كرد، تا شبى سوده بنت زمعه كه قامتى بلند داشت پس از پاسى از شب بیرون شد، پس عمر فریاد بر آورد: اى سوده بدان كه تو را شناختیم، چون وى بر نزول آیه حجاب حریص بود.

همان، ج 1، ص 136، ب‏109، ح 143. ‏

معمولاً مفسرین شأن نزول آیات فوق را دو قضیّه ذكر كرده‏اند.

1 - داستان فوق‏

2 - اینكه یكى از اصحاب پیامبر (ص) گفت: چون پیامبر از دنیا رود من با فلان همسرش ازدواج خواهم كرد، این سخن به آن حضرت رسیده بسیار آزرده شد، پس آیات فوق نازل گردید.

گروهى از مفسران این شأن نزول را ذكر كرده‏اند از آن جمله است طبرى در جامع البیان، و آلوسى در روح المعانى، و ابن كثیر در تفسیر القرآن العظیم، ابن كثیر صحابى مورد شأن نزول آیه را طلحه و همسرى را كه در نظر داشته عایشه دانسته است.

با وجود اینكه داستان عمر و سوده بعد از نزول آیه حجاب واقع گردیده به طوریكه در متن حدیث آمده است «بعد ما ضرب الحجاب». در عین حال سوء ادب و شرمنده نمودن و اذیت و آزار ام‏المؤمنین سوده حرم پیامبر را - كه موجب آزردگى رسول خدا شده و یكى از اسباب نزول آیه شریفه (و ما كان لكم ان تؤذوا رسول‏اللَّه) حق اذیت و آزار پیامبر (ص) را ندارید - را جزء فضائل عمر و یا به تعبیر دیگر از موافقات عمر به شمار آورده‏اند.

مثلاً آلوسى پس از قبول اینكه كار عمر خلاف ادب و شرمنده نمودن سوده حرم رسول‏اللَّه (ص) و آزردن او است، مى‏گوید:

عمر در این كار عیبى نمى‏دیده، چون گمان مى‏كرده كه بر این كار خیر عظیمى مترتب مى‏گردد.

«وذلك أ حد موافقات عمر (ره) وهی مشهورة، وعدّ الشّیعة ما وقع منه من المثالب، قالوا: لما فیه من سوء الأدب وتخجیل سوده حرم رسول اللَّه (صلى الله علیه و سلم) وایذائها بذلك. واجاب أهل السّنة، بعد تسلیم صحة الخبر أنّه (ره) رأى‏ أن لابأس بذلك، لما غلب على ظنّه من ترتب الخیر العظیم... »

تفسیر روح المعانى، ج 22، ص 72.

و نیز بخارى - یا برخى از راویان حدیث - در كتاب وضوء این داستان را چنین توجیه كرده‏اند، كه این اهانت و سوء ادب «حرصاً على أن ینزل الحجاب» بوده.

صحیح بخارى، ج 1، كتاب الوضوء، باب 109 خروج النّساء الى البراز.

و حال آنكه خود در تفسیر سوره احزاب گفته است: این داستان پس از نزول آیه حجاب بوده است. همان.

این امر موجب گردیده تا برخى از شارحان بخارى ناگزیر شوند براى جمع بین این احادیث بگویند شاید این داستان مكرّر تحقق یافته است.

«قال الكرمانى: فان قلت: وقع هنا أنّه كان بعد ضرب الحجاب، وتقدم فی الوضوء أ نّه كان قبل الحجاب، فالجواب: لعله وقع مرتین. »

فتح البارى، عسقلانى، ج 8، ص 391.



:: ادامه مطلب
:: برچسب‌ها: شهادت حضرت زهرا + قتل حضرت فاطمه + اهل تسنن و شهادت حضرت زهرا ,
نویسنده : ارشاد
تاریخ : سه شنبه 5 اسفند 1393
شهادت حضرت زهرا (س) واقعیتى انكارناپذیر

شهادت حضرت زهرا (س) واقعیتى انكارناپذیر

تاریخ و حدیث اهل سنت و شیعه گواه شهادت جانكاهى است كه قافیه بزرگترین مرثیه تاریخ بشریت را مى‏سازد. كوشش پى‏گیر هواداران بانیان این مصیبت نتوانسته است آن را از آخر این مرثیه جانگداز پاك كند. و هیهات، هیهات. از نوك قلم پوزش مى‏طلبم و او را به بردبارى و شكیبایى فرا مى‏خوانم تا شاید بتوانم فریاد تاریخ را بر این فاجعه جانگداز به رشته تحریر درآوردم.

شهادت تنها یادگار پیامبر، «ام ابیها» صحیح بخارى، ج 3، ص 83، كتاب فضائل أصحاب النّبى (ص)، ب 42، ح 232 و ب 61، مناقب فاطمة، ح 278. «بضعة الرّسول» همان ب 42. و سیراعلام النبلاء، ج 2، ص 123 و... «سیده نساء العالمین»، «سیدة نساء اهل الجنّة» و... پس از رحلت آن حضرت آن هم با فجیعترین وضع، آن هم بوسیله... یعنى چه؟

آیا ممكن است؟ این خبر گوش هر انسان آزاده‏اى را مى‏خراشد، هر عقلى را متحیّر مى‏سازد، بر هر عاطفه‏اى سنگین مى‏آید. گویا این همان امانتى است كه بر كوهها و دریاها عرضه شد و آنها بر آن طاقت نیاوردند.

شاید همین امر موجب گردید تا توجیه‏گران تاریخ و افسانه پردازان الفت این واقعیت مسلم تاریخى را انكار كنند. امّا چه مى‏شود كرد، اى كاش زبان لال مى‏شد، قلم مى‏شكست این خبر دهشت بار را نمى‏شنیدیم. و اى كاش آسمانها فرو مى‏ریخت، كوهها متلاشى مى‏شد، جهان بپایان مى‏آمد و این فاجعه رخ نمى‏داد. چگونه بگویم؟ به كه بگویم؟ چگونه ناله سركنم؟ چگونه فریاد كشم؟ كه این واقعیت تلخى است كه تاریخ و حدیث معتبر گواه آن است.



::
:: برچسب‌ها: شهادت حضرت زهرا + اهل تسنن و قتل حضرت زهرا + عوامل قتل ام ابیها + شهادت حضرت زهرا از ادعا تا واقییت + نظر بهائیان درباره شهادت حضرت زهرا ,
:: لینک های مرتبط: منبع , ویژه نامه شهادت حضرت زهرا ,
نویسنده : ارشاد
تاریخ : شنبه 2 اسفند 1393
رحلت جانسوز پیامبر اکرم (ص) امام حسن(ع) و امام رضا(ع) تسلیت باد

رحلت جانسوز پیامبر اکرم (ص) امام حسن(ع) و امام رضا(ع) تسلیت باد


::
:: مرتبط با: مناسبت ها , دل نوشته ,
:: برچسب‌ها: شهادت امام رضا , رحلت رسول اکرم , بهائیت و رحلت حضرت رسول ,
نویسنده : ارشاد
تاریخ : شنبه 29 آذر 1393
پیش درآمدی بر وبگاه بهائیت و روسیه
با سلام به شما خوانندگان عزیز و جویندگان حق و حقیقت

از اینکه مطالب مستند جمع آوری شده ما را که نتیجه تحقیقات مستر پیرامون نحوه پیدایش بهائیت است دنبال می کنید ، سپاس

طی این تحقیقات دستهای آشکار استعمارگران روس و بریتانیا در پیدایش و کمک به پیشرفت آن به وضوح قابل مشاهده است ، به گونه ای که هر محقق جویای حقیقتی پی به آن خواهد برد. این وبگاه به صورت خاص ، به پیوند بهائیت و روسیه تزاری می پردازد. بر این اساس ، مطالب وبگاه فهرست گردیده تا شما عزیزان بهتر بتوانید به مطالب دسترسی داشته و آنرا دنبال کنید.

 *** جهت مشاهده فهرست مطالب اینجا کلیک فرمائید ***



::
:: مرتبط با: روسیه و ایران , بهائیت و روسیه , فعالیت های جاسوسی ,
:: برچسب‌ها: قره العین , بهائیت , بهاییت , روسیه , بهائیت و روسیه , استعمار روسیه , فرق باطل ,
نویسنده : ارشاد
تاریخ : جمعه 2 آبان 1393
مهدی فاطمه(ع)آن آخرین امانت الهی چه زمان و چگونه متولد شد ؟

مهدی فاطمه(ع)آن آخرین امانت الهی چه زمان و چگونه متولد شد ؟

عمه جان بیا؟!

    اكنون نُه ماه از دوران بارداری نرگس می گذشت ولی هیچ اثری از حمل در او دیده نمی شد.حتی حكیمه از این مسئله اطلاعی نداشت تا آنكه در روز پنجشنبه چهاردهم شعبان سال 255 هجری امام حسن عسكری(ع) عمه خود حكیمه را به منزل دعوت نمود و به ایشان چنین پیام فرستاد:

         ای عمه دوست دارم امشب افطار نزد ما باشی زیرا آن مولودی كه منتظرش بودیم در این شب به دنیا می آید ... عمه جان امشب فرزندی به ما عطا می گردد كه قائم آل محمد(ص)است وزمین را زنده كند پس از آنكه مرده است .

هنگامی كه حكیمه به منزل امام رسید از مادر فرزند بلند مرتبه پرسید؛ امام فرمودند: نرگس است.حكیمه علاقه بسیاری به نرگس داشت و نرگس نیز متقابلا در اكرام و احترام وی دریغ نمی كرد،

 

به اندازه ای كه هر گاه عمه می آمدند؛ پیش می آمد و دستان ایشان را می بوسید و با دست خود كفش از پای وی خارج می كرد!

    هنگامی كه این بار حكیمه وارد اتاق شد نرگس به استقبال آمد و گفت:فدایتان شوم حالتان چگونه است؟حكیمه گفت: من و تمام عالم فدای تو شویم!!!نرگس گفت: اجازه دهید كفشهایتان را از پایتان خارج كنم؛و خم شد.اما حكیمه خود را بر اقدام نرگس انداخت و پای وی را بوسید وگفت:

تو سرور من هستی!!! به خدا قسم نمی گزارم كفشهایم را بیرون آوری،خود نیز با تمام وجود در خدمتگزاری تو آماده ام!!!

     نرگس از این رفتار بسیار متعجب بود.........................................................................


تهیه شده در وبلاگ :

www.edea.mihanblog.com



:: ادامه مطلب
:: مرتبط با: مناسبت ها , دل نوشته ,
نویسنده : ارشاد
تاریخ : چهارشنبه 21 خرداد 1393
به مناسبت نیمه شعبان واكس زدن مجانی

به مناسبت نیمه شعبان واکس زدن مجانی

معمولا هر کس دوست دارد نسبت به فرد یا افرادی که بر گردن او حق دارند، در موقعیتی مناسب به نحوی تشکر کند. یا عملی انجام دهد تا او خوشحال کند. این رفتار در افرادی که با مذهب آشنایی بیشتری دارند محسوستر است زیرا دستورات مذهبی تاکید بر این موضوع دارند.

در آستانه فرا رسیدن نیمه شعبان ، فرصت برای بعضی از افراد مهیا می شود که با بضاعتی کم دوست دارند، از مولای خود که حقوق زیادی بر گردن آنها دارد تشکری داشته باشند و از فرصت استفاده و تا دلها و افکار را به طرف آقا امام زمان (عج) سوق دهند .

این پیر مرد هم ران ملخی برای حضرتش می برد.

« پیر مردی فقیر که تمام وسایل و ابزار کارش از دو هزار تومان تجاوز نمی کرد و کفشهای مردم را واکس می زد ، توجه عابران را به خود جلب کرده بود . زیرا روی تکه کاغذی معمولی با خطی که می بایست دقت زیادی می شد تا بتوان آنرا خواند، نوشته بود:




« به مناسبت نیمه شعبان واکس زدن مجانی »



:: ادامه مطلب
:: مرتبط با: مناسبت ها , دل نوشته ,
:: برچسب‌ها: نیمه شهبان , ولادت امام زمان , واکس زدن مجانی , بهائیت و روسیه ,
نویسنده : ارشاد
تاریخ : سه شنبه 20 خرداد 1393
مبارزات امام خمینی(ره) علیه بهائیت
مبارزات امام خمینی(ره) علیه بهائیت

نویسنده: سیروس نوربخش

به نقل از: دریچه ای به سوی حقیقت بهائیت

 قیام حضرت امام (ره) علیه آمریکا و انگلیس و رژیم پهلوی در حقیقت قیامی علیه نفوذ و سلطه ی بهائیان هم بود. حضرت امام (ره) بهائیان را به عنوان عوامل صهیونیسم جهانی در ایران شناسائی کرده و اهداف بلند مدت آنان را که از بین بردن اسلام بود تشخیص داده ، و نوک تیز حملات خود را متوجه آنها نیز کرده بود.

پیروزی نهائی انقلاب اسلامی ایران در سال 57 نفوذ حاکمیت جهانی یهود در ایران را از بین برد





:: ادامه مطلب
:: مرتبط با: فعالیت های جاسوسی ,
:: برچسب‌ها: امام خمینی و بهائیت , 22 بهمن , فتنه , بهائیت سبز , فرق ضاله , یاران ایران , بهائیت در ایران , بهائیت چه می گوید , بهائیت و سیاست ,
نویسنده : ارشاد
تاریخ : شنبه 12 بهمن 1392
غدیر از نگاه چهارده معصوم
غدیر از نگاه چهارده معصوم

غدیر از نگاه چهارده معصوم

اساس مذهب تشیع بر دو حدیث پایه گذارى شده است: یکى حدیث ثقلین (1) ،  که پیامبراکرم(ص) در کمتر از نود روز در چهار مکان آن را به مردم گوشزد کرد؛ دیگرى حدیث غدیر. مى‏توان گفت حدیث دوم مکمل حدیث اول است.
سفارش بیش از حد پیامبر(ص) در باره قرآن و عترت و نیز اصرار آن حضرت بر امامت و جانشینى امیرمومنان(ع) نشان دهنده این حقیقت است که حضرت نگران آشوبى بود که امت اسلامى بعد از وى با آن رو به رو مى‏شود.
اهمیت دادن به غدیر،  اهمیت دادن به رسالت پیامبرگرامى اسلام(ص) است. ما در این مقاله واقعه غدیر را از زبان عارفان واقعى غدیر یعنى پیامبر(ص) و امامان معصوم(علیهم السلام) مورد مطالعه قرار مى‏دهیم.


::
:: مرتبط با: مناسبت ها , دل نوشته ,
:: برچسب‌ها: بهائیت , بهاییت , روسیه , بهائیت و روسیه , استعمار روسیه , فرق باطل , بهائیت و استكبار , پیوند با استكبار , جاسوس روسیه , پرنس دالگوركی , احبا , یاران ایران , استعمار پیر , گینیاز دالگوركی , پرنس , جاسوس اسرار آمیز , تزار روس , فعالیت جاسوسی روسیه , سفیر روسیه و بهائیت , جنگهای ایران و روس , عهدنامه گلستان , عهد نامه ترکمانچای , گرگین خان , عباس میرزا , فتحعلی شاه , باب , بها اله , جاسوس روس , امانت روس , کاخ کرملین , ارتباط ایران و روسیه , روسیه تزاری , احبا ایران , یاران , قنسول روس , قاجاریه , ظهور بهائیت در ایران , دالگورکی , قره العین , میرزا یحیی , صبح ازل , ازلیه , معتمد الدوله , منوچهر خان , طاهره زرین تاج , اعدام باب , فتنه ملی , روسیه تزاری و قنسول آن , قنسول روس در تبریز , سفارت روس , احمد میلانی , بها الله , میرزا حیسنعلی نوری مازندرانی , حضرت بها , مناجات شعبانیه , شعبان , خطبه شعبانیه , دین جدید , یدبر الامر , مقبره بها الله , اعطای نشان سر , نشان شوالیه گری , شوقی ربانی , عباس افندی , میثاق ابدی , بیگانه پرست , نشان سر , بهائیت و فرانسه , جرج , الکساندر , بریتانیا , نماینده روس , استعمار کهنه , وطن فروش , انشعابات بهائیه , ریمی ها , بهائیان اورتدکس , مهد امر اله , حسین علی نوری مازندرانی , تشکیلات بهائی , غدیر , امام علی , امام زمان در خطبه غدیر ,
:: لینک های مرتبط: منبع ,
نویسنده : ارشاد
تاریخ : چهارشنبه 1 آبان 1392
پاسخی محکم از طرف امام رضا(ع)
پاسخی محكم

پاسخی محكم

موكب امامت به شهر مرو نزدیك مى‏شد و مردم با شور و شوقى وصف ناپذیر چشم براه بودند و مأمون عباسى نیز با اطرافیان به استقبال امام شتافته بودند. مأمون در پیشاپیش همه، آن حضرت را به هنگام ورود به مرو به آغوش كشیده و به ایشان خوش آمد گفت و پیوسته تظاهر به ارادت و محبت نسبت به امام رضا (علیه السلام ) مى‏كرد، تا بالاخره امام به محل اقامتشان رسیدند.
در میان باغى دو ساختمان در كنار هم بنا شده بود كه از راه نسبتا باریكى به هم متصل مى‏شدند و به عبارت دیگر یك ساختمان دو قلو ساخته شده بود كه در یك طرف آن مأمون اقامت داشت و در طرف دیگر امام رضا (علیه السلام) ساكن شدند.
مأمون به حضور آن امام معصوم رفته و با زیركى و نیرنگ خاصى گفت:” اى فرزند پیامبر! من از فضیلت و علم و عبادت شما آگاه شده‏ام و شما را براى خلافت از خودم شایسته‏تر مى‏بینم. پس اجازه بدهید خودم را از مقام خلافت خلع كرده  و آن را به شما واگذارم و قبل از همه اول خودم با شما بیعت كنم.”

. . . ادامه مطلب را مطالعه فرمائید . . .


:: ادامه مطلب
:: برچسب‌ها: بهائیت , بهاییت , روسیه , بهائیت و روسیه , استعمار روسیه , فرق باطل , بهائیت و استكبار , پیوند با استكبار , جاسوس روسیه , پرنس دالگوركی , احبا , یاران ایران , استعمار پیر , گینیاز دالگوركی , پرنس , جاسوس اسرار آمیز , تزار روس , فعالیت جاسوسی روسیه , سفیر روسیه و بهائیت , جنگهای ایران و روس , عهدنامه گلستان , عهد نامه ترکمانچای , گرگین خان , عباس میرزا , فتحعلی شاه , باب , بها اله , جاسوس روس , امانت روس , کاخ کرملین , ارتباط ایران و روسیه , روسیه تزاری , احبا ایران , یاران , قنسول روس , قاجاریه , ظهور بهائیت در ایران , دالگورکی , قره العین , میرزا یحیی , صبح ازل , ازلیه , معتمد الدوله , منوچهر خان , طاهره زرین تاج , اعدام باب , فتنه ملی , روسیه تزاری و قنسول آن , قنسول روس در تبریز , سفارت روس , احمد میلانی , بها الله , میرزا حیسنعلی نوری مازندرانی , حضرت بها , مناجات شعبانیه , شعبان , خطبه شعبانیه , دین جدید , یدبر الامر , مقبره بها الله , اعطای نشان سر , نشان شوالیه گری , شوقی ربانی , عباس افندی , میثاق ابدی , بیگانه پرست , نشان سر , بهائیت و فرانسه , جرج , الکساندر , بریتانیا , نماینده روس , استعمار کهنه , وطن فروش , انشعابات بهائیه , ریمی ها , بهائیان اورتدکس , مهد امر اله , حسین علی نوری مازندرانی , تشکیلات بهائی , امام رضا , ولادت امام رضا , علی بن موسی ,
نویسنده : ارشاد
تاریخ : شنبه 30 شهریور 1392
شهادت امام علی (ع) تسلیت باد

باور نمی كنم كه شمشیری پركینه، اقیانوسی را توان شكافتن داشته باشد. باور نمی كنم كه ضربتی نفاق آمیز، خورشید را از نورانیت اندارد. و امشب سرخ ترین پرواز نماز، از رواق خون گرفته محراب بندگی است!



::
:: مرتبط با: دل نوشته ,
:: برچسب‌ها: امام علی , شهادت حضرت علی , امام اول شیعیان , بهائیت , بهاییت , روسیه , بهائیت و روسیه ,
نویسنده : ارشاد
تاریخ : چهارشنبه 30 مرداد 1392
چهره مرموز کنیاز دالگورکی « جاسوس اسرار آمیز »
چهره مرموز کینیاز دالگورکی
پیدایش چهره مرموز پرنس کینیاز دالگورکی و شکل گیری عقاید بابیه

تا کنون دیدیم که چکونه کشور روسیه تزاری تلاش در الحاق خاک ایران به کشورش را داشته است. در واقع روسیه بنا به وصیت پتر کبیر ، دستیابی به آبهای گرم خلیج فارس را از طریق ایران دنبال می کرد  با پیدایش بریتانیای استعمارگر ، اهمیت ایران دو چندان شد.

کرملین
 
چون هم دروازه هند بود و هم نفت و ثروتی فراوان داشت. روسیه که از طریق نظامی نتوانسته بود در ایران کاری را از پیش ببرد (تسخیر شمال ایران آن هم با دو جنگ سخت و طولانی ، و پیروزی در مقابل سپاهی مردمی و بدون نظم کلاسیک، افتخاری محسوب نمی شود و تنها بی لیاقتی و خیانت شاهان قاجار را نشان می دهد) ، و از طرفی نمی توانست با قدرت علما اسلامی مبارزه نظامی بکند ، جاسوسی را با عنوان پرنس کینساز دالگورکی به ایران فرستاد. وی با تظاهر به اسلام و پوشیدن لباس روحانی، در صدد شناسایی افرادِ دنیا پرست، جاه طلب، شهوتران و مستعد، در مجالس درس سیدكاظم رشتی شركت و با
سیدعلی محمد شیرازی (باب) آشنا شد.
 (www.Yawaran.com)
وی چندین ماموریت را در ایران دنبال می کرد:

 1-    تحصیل در ایران و یادگیری کامل زبان فارسی وآشنایی با فرهنگ ایرانی
 2-     مسلمان شدن ظاهری و یادگیری علوم حوزوی
 3-    پیدا کردن راه نفوذی به حوزه ها
 4-    ایجاد انحرافاتی در عقاید ایرانیان از طریق دین اسلام(با توجه به احراز شرایط فوق)

 
 البته شاید دالگورکی ماموریت های دیگری نیز داشته است. خود او در کتاب خاطراتش می نویسد:
«ژانویه 1843 وارد تهران شدم  در ایران وبا و طاعون قحط و غلا بود .عنوانم مترجمی سفارت در تهران بود و دارالفنون و دانشكده نظام را كاملا خاتمه داده بودم و نیز در دانشكدة حقوق و سیاسی وزارت خارجه كه مخصوص اشخاص وكسانی بود كه از دانشكدة نظام تصدیق گرفته و سفارش مخصوص داشته باشند پذیرفته!»
( كینیاز دالگوركی جاسوس اسرارآمیز روسیه تزاری پیدایش مذهب بابی وبهائی درایران)

 در این هنگام که او وارد ایران شده است ، یرمولوف سفیر روس در ایران است ، فتحعلی شاه مرده، و از خاتمه جنگها بیش از ده سال می گذرد. روسیه نتوانسته فتحعلی شاه را در انجام امور مطبوع همراه کند ، اما با مداخلاتی توانسته محمد شاه را به قدرت برساند! روسیه متوجه شده که قدرت اصلی در ایران شاهنشاهی نیست ، اسلام است. بنابراین طرح مرموز خود را برای نفوذ و انهدام حوزه ها و در پی آن تشیع دنبال می کند. شخصی که مسئول این کار است( یا به عبارتی کسی که موفق به انجام شد) دالگورکی است. او اکنون هدف اول را بدست آورده است. خود او در کتاب خاطراتش می نویسد:

 «من به زبان فارسی می توانستم كاملا  بخوانم وبنویسم و در دانشكدة مخصوص وزارت خارجه نسبتا تكمیل ترهم كرده بودم . بدین واسطه مرا ماّ مور تهران نمودند .... مطلول و شمسیه و تحریر اقلیدس و خلاصة الحساب و شفای بوعلی و شرح نفیسی و قوامین و هرچه از منطق وكلام میدانست به من آموخت – بالاخره در مدت چهار سال واقعا" نیمچه مجتهد خوش قریحه و نیكو محاوره ای شدم.»
 ( كینیاز دالگوركی جاسوس اسرارآمیز روسیه تزاری پیدایش مذهب بابی وبهائی درایران) 

.................. ادامه دارد .............



::
:: مرتبط با: روسیه و ایران , بهائیت و روسیه , فعالیت های جاسوسی ,
:: برچسب‌ها: بهائیت , بهاییت , روسیه , بهائیت و روسیه , استعمار روسیه , فرق باطل , بهائیت و استكبار , پیوند با استكبار , جاسوس روسیه , پرنس دالگوركی , احبا , یاران ایران , استعمار پیر , گینیاز دالگوركی , پرنس , جاسوس اسرار آمیز , تزار روس , فعالیت جاسوسی روسیه , سفیر روسیه و بهائیت , جنگهای ایران و روس , عهدنامه گلستان , عهد نامه ترکمانچای , گرگین خان , عباس میرزا , فتحعلی شاه , باب , بها اله , جاسوس روس , امانت روس , کاخ کرملین , ارتباط ایران و روسیه , روسیه تزاری , احبا ایران , یاران , قنسول روس , قاجاریه , ظهور بهائیت در ایران , دالگورکی , قره العین , میرزا یحیی , صبح ازل , ازلیه , معتمد الدوله , منوچهر خان , طاهره زرین تاج , اعدام باب , فتنه ملی , روسیه تزاری و قنسول آن , قنسول روس در تبریز , سفارت روس , احمد میلانی , بها الله , میرزا حیسنعلی نوری مازندرانی , حضرت بها , مناجات شعبانیه , شعبان , خطبه شعبانیه , دین جدید , یدبر الامر , مقبره بها الله , اعطای نشان سر , نشان شوالیه گری , شوقی ربانی , عباس افندی , میثاق ابدی , بیگانه پرست , نشان سر , بهائیت و فرانسه , جرج , الکساندر , بریتانیا , نماینده روس , استعمار کهنه , وطن فروش , انشعابات بهائیه , ریمی ها , بهائیان اورتدکس , مهد امر اله , حسین علی نوری مازندرانی , تشکیلات بهائی ,
نویسنده : ارشاد
تاریخ : چهارشنبه 30 مرداد 1392
پرنس كینیاز دالگوركی – جاسوس اسرار آمیز تزاری (قسمت پنجم - قسمت آخر)
پرنس كینیاز دالگوركی
جاسوس اسرار آمیز روسیه تزاری
قسمت آخر
نویسنده: یوسف - گ

كاخ كرملین - مركز اتخاذ تصمیم های سیاسی

پرنس کینیاز دالگورکی که بود؟

پرنس "كینیاز دالگوركی" مأمور اطلاعاتی و وزیرمختار دولت روسیه تزاری بود. كه به عنوان جاسوسی مرموز و با تظاهر به اسلام و پوشیدن لباس روحانی، در صدد شناسایی افرادِ دنیا پرست، جاه طلب، شهوتران و مستعد، در مجالس درس سیدكاظم رشتی شركت و با سیدعلی محمد شیرازی (باب) آشنا شد.

ادامه قسمت چهارم در:

.....................................              ادامه  مطلب         ................................................


:: ادامه مطلب
:: مرتبط با: بهائیت و روسیه , فعالیت های جاسوسی ,
:: برچسب‌ها: بهائیت , بهاییت , روسیه , بهائیت و روسیه , استعمار روسیه , فرق باطل , بهائیت و استكبار , پیوند با استكبار , جاسوس روسیه , پرنس دالگوركی , احبا , یاران ایران , استعمار پیر , گینیاز دالگوركی , پرنس , جاسوس اسرار آمیز , تزار روس , فعالیت جاسوسی روسیه , سفیر روسیه و بهائیت ,
نویسنده : ارشاد
تاریخ : یکشنبه 13 مرداد 1392
پرنس كینیاز دالگوركی – جاسوس اسرار آمیز تزاری (قسمت چهارم)
  پرنس كینیاز دالگوركی
جاسوس اسرار آمیز روسیه تزاری
قسمت چهارم
نویسنده: یوسف - گ


پرنس کینیاز دالگورکی که بود؟

پرنس "كینیاز دالگوركی" مأمور اطلاعاتی و وزیرمختار دولت روسیه تزاری بود. كه به عنوان جاسوسی مرموز و با تظاهر به اسلام و پوشیدن لباس روحانی، در صدد شناسایی افرادِ دنیا پرست، جاه طلب، شهوتران و مستعد، در مجالس درس سیدكاظم رشتی شركت و با سیدعلی محمد شیرازی (باب) آشنا شد

ادامه قسمت سوم در:

.....................................              ادامه  مطلب         ................................................


:: ادامه مطلب
:: مرتبط با: بهائیت و روسیه , فعالیت های جاسوسی ,
:: برچسب‌ها: بهائیت , بهاییت , روسیه , بهائیت و روسیه , استعمار روسیه , فرق باطل , بهائیت و استكبار , پیوند با استكبار , جاسوس روسیه , پرنس دالگوركی , احبا , یاران ایران , استعمار پیر ,
نویسنده : ارشاد
تاریخ : سه شنبه 25 تیر 1392
پرنس كینیاز دالگوركی – جاسوس اسرار آمیز تزاری (قسمت سوم)

پرنس كینیاز دالگوركی

جاسوس اسرار آمیز روسیه تزاری
قسمت سوم
نویسنده: یوسف - گ

پرنس کینیاز دالگورکی که بود؟

پرنس "كینیاز دالگوركی" مأمور اطلاعاتی و وزیرمختار دولت روسیه تزاری بود. كه به عنوان جاسوسی مرموز و با تظاهر به اسلام و پوشیدن لباس روحانی، در صدد شناسایی افرادِ دنیا پرست، جاه طلب، شهوتران و مستعد، در مجالس درس سیدكاظم رشتی شركت و با سیدعلی محمد شیرازی (باب) آشنا شد

ادامه قسمت دوم در:
.....................................              ادامه  مطلب         ................................................


:: ادامه مطلب
:: مرتبط با: بهائیت و روسیه , فعالیت های جاسوسی ,
:: برچسب‌ها: بهائیت , بهاییت , روسیه , بهائیت و روسیه , استعمار روسیه , فرق باطل , بهائیت و استكبار , پیوند با استكبار , جاسوس روسیه , پرنس دالگوركی , احبا , یاران ایران , استعمار پیر , گینیاز دالگوركی , پرنس , جاسوس اسرار آمیز , تزار روس , فعالیت جاسوسی روسیه , سفیر روسیه و بهائیت ,
نویسنده : ارشاد
تاریخ : دوشنبه 10 تیر 1392
پرنس كینیاز دالگوركی – جاسوس اسرار آمیز تزاری (قسمت دوم)

نویسنده: یوسف - گ

پرنس کینیاز دالگورکی که بود؟

پرنس "كینیاز دالگوركی" مأمور اطلاعاتی و وزیرمختار دولت روسیه تزاری بود. كه به عنوان جاسوسی مرموز و با تظاهر به اسلام و پوشیدن لباس روحانی، در صدد شناسایی افرادِ دنیا پرست، جاه طلب، شهوتران و مستعد، در مجالس درس سیدكاظم رشتی شركت و با سیدعلی محمد شیرازی (باب) آشنا شد

ادامه قسمت اول در:
.....................................              ادامه  مطلب         ................................................


:: كلیك برای خواندن ادامه مطلب
:: مرتبط با: بهائیت و روسیه , فعالیت های جاسوسی ,
:: برچسب‌ها: بهائیت , بهاییت , روسیه , بهائیت و روسیه , استعمار روسیه , فرق باطل , بهائیت و استكبار , پیوند با استكبار , جاسوس روسیه , پرنس دالگوركی , احبا , یاران ایران , استعمار پیر , گینیاز دالگوركی , پرنس , جاسوس اسرار آمیز , تزار روس , فعالیت جاسوسی روسیه , سفیر روسیه و بهائیت ,
نویسنده : ارشاد
تاریخ : پنجشنبه 30 خرداد 1392
پرنس كینیاز دالگوركی – جاسوس اسرار آمیز تزاری (قسمت اول)

پرنس كینیاز دالگوركی


جاسوس اسرار آمیز روسیه تزاری


نویسنده: یوسف - گ


انگلیس وروسیه در دوره قاجار تا جنگ جهانی دوم، وامریکا پس ازجنگ جهانی دوم، برای نفوذ بیشتر در کشورمان (درکنارتمهیدات سیاسی و اقتصادی و نظامی) تحرکات فکری زیانباری را در ایران آغازکردند. یکی ازاین تحرکات ، ایجاد وحمایت از فرق شبه مذهبی است که درعصرقاجار در قالب بابیه وبهائیه بروزکرد.

پرنس کینیاز دالگورکی که بود؟

پرنس "كینیاز دالگوركی" مأمور اطلاعاتی و وزیرمختار دولت روسیه تزاری بود. كه به عنوان جاسوسی مرموز و با تظاهر به اسلام و پوشیدن لباس روحانی، در صدد شناسایی افرادِ دنیا پرست، جاه طلب، شهوتران و مستعد، در مجالس درس سیدكاظم رشتی شركت و با سیدعلی محمد شیرازی (باب) آشنا شد1


   ..........................................................        ادامه مطلب    .........................................................



:: ادامه مطلب
:: مرتبط با: بهائیت و روسیه , فعالیت های جاسوسی ,
:: برچسب‌ها: بهائیت , بهاییت , روسیه , بهائیت و روسیه , استعمار روسیه , فرق باطل , بهائیت و استكبار , پیوند با استكبار , جاسوس روسیه , پرنس دالگوركی , احبا , یاران ایران , استعمار پیر , گینیاز دالگوركی , پرنس , جاسوس اسرار آمیز , تزار روس , فعالیت جاسوسی روسیه , سفیر روسیه و بهائیت ,
نویسنده : ارشاد
تاریخ : دوشنبه 13 خرداد 1392
بیایید حقیقت را شجاعانه بپذیریم

ابن عساكر می نویسد: صبح عاشورا امام حسین در جمع یاران خود بعد از حمد و ثنای خدا چنین سخنرانی کرد:

 

«عبادَ الله اتقوا اللهَ وكونوا مِنَ الدنیا على حَذر ... »[1]

 

«بندگان خدا تقوا داشته باشید و از دنیا بر حذر باشید که اگر بنا بود همه دنیا برای یک نفر باقی باشد یا یک نفر برای همیشه در دنیا بماند، پیامبران برای بقاء، سزاوارتر و جلب خشنودی آنان بهتر و چنین حکمی خوشایندتر بود؛ ولی خداوند دنیا را برای امتحان خلق کرده و اهل آن را برای فانی شدن آفریده است. تازه هایش کهنه، ونعمتهایش زایل، و شادی و سرورش به غم و اندوه مبدل خواهد گردید. دنیا خانه ای پست و کوتاه مدت است؛ پس برای آخرت خود توشه برگیرید که بهترین زاد وتوشه آخرت، پرهیزکاری و تقوی الهی است. پس تقوا پیشه كنید، تا رستگار گردید»



بیایید شجاعانه حق و حقیقت را بپذیریم . چرا که امام حسین (ع) اینگونه به یارانش آموخته بود و رمز جاودانگی نهضت حسینی همین است.
امام هدایتگری است تا راه را بر ما بنمایاند تا در همه دوران ، هر جا حقی بود ، هر چند به ضرر ما ، بپذیریم و گردن نهیم. پس بیائید تقوا پیشه کنیم و امام زمانمان را یاری کنیم و از باطل بیزاری بجوئیم.

به راستی پیروی از باطل سزاوار لعنت ابدی خالق و مخلوق است. و پیروی از حق و حقیقت امام مهدی (عج) موجب رضایت پروردگار ، سعادت دنیا و بهشت عقبا خواهد شد.

حال این شما
این کوفه
این حسین
این ابن مرجانه و طلا


(1) - ابن عساکر؛ ترجمة الامام الحسین، بی جا، مجمع احیاء الثقافة الاسلامیة، دوم، 1414ق، ص 316.



::
:: مرتبط با: مناسبت ها , دل نوشته ,
:: برچسب‌ها: امام حسین , امام مهدی , راه اینجاست , پیروی از حق , بهائیت بی بها , پیام خطاب به احبا ایران , خطاب به یاران ارض موعود ,
نویسنده : ارشاد
تاریخ : دوشنبه 6 آذر 1391
زمینه پیدایش فرقه بهائیه (قسمت دوم)

زمینه پیدایش فرقه بهائیه

(قسمت دوم)

از آنجایی که تأسیس هر فرقه و مسلکی در بستر تاریخ تحت تأثیر عوامل بی شماری قرار داشته است پیدایش بهائیت نیز در قرن سیزدهم هجری (دوره قاجاریه) منبعث از شرایط زیادی بوده که مهمترین آنها عوامل اقتصادی، سیاسی، فکری و فرهنگی جامعه آن زمان ایران به شمار می‏آیند به همین لحاظ شایسته آن است که در آغاز اشاره‏ای به این شرایط نموده و سپس به روند پیدایش تاریخی فرقه مزبور پرداخته شود. قسمت اول با عنوان وضعیت ایران به هنگام ظهور بهائیت در پست قبل مطرح شد ، حال قسمت دوم خدمت شما عزیزان ارائه می گردد.

2.     روند تاریخی پیدایش فرقه بهائیت

میرزا یحیی صبح ازل - جانشین باب

کسب مدال از ژنرال انگلیسی بخاطر خدمات بهائیان به انگلیس در تصرف عثمانی



:: ادامه مطلب
:: برچسب‌ها: بهائیت , بهاییت , روسیه , بهائیت و روسیه , استعمار روسیه , فرق باطل , بهائیت و استكبار , پیوند با استكبار , جاسوس روسیه , پرنس دالگوركی , احبا , یاران ایران , استعمار پیر , گینیاز دالگوركی , پرنس , جاسوس اسرار آمیز , تزار روس , فعالیت جاسوسی روسیه , سفیر روسیه و بهائیت , جنگهای ایران و روس , عهدنامه گلستان , عهد نامه ترکمانچای , گرگین خان , عباس میرزا , فتحعلی شاه , باب , بها اله , جاسوس روس , امانت روس , کاخ کرملین , ارتباط ایران و روسیه , روسیه تزاری , احبا ایران , یاران , قنسول روس , قاجاریه , ظهور بهائیت در ایران , دالگورکی , قره العین , میرزا یحیی , صبح ازل , ازلیه ,
نویسنده : ارشاد
تاریخ : شنبه 27 آبان 1391