تبلیغات
بهائیت و روسیه - پرنس كینیاز دالگوركی – جاسوس اسرار آمیز تزاری (قسمت پنجم - قسمت آخر)
 
 


<-BlogDescription->

پرنس كینیاز دالگوركی – جاسوس اسرار آمیز تزاری (قسمت پنجم - قسمت آخر)
پرنس كینیاز دالگوركی
جاسوس اسرار آمیز روسیه تزاری
قسمت آخر
نویسنده: یوسف - گ

كاخ كرملین - مركز اتخاذ تصمیم های سیاسی

پرنس کینیاز دالگورکی که بود؟

پرنس "كینیاز دالگوركی" مأمور اطلاعاتی و وزیرمختار دولت روسیه تزاری بود. كه به عنوان جاسوسی مرموز و با تظاهر به اسلام و پوشیدن لباس روحانی، در صدد شناسایی افرادِ دنیا پرست، جاه طلب، شهوتران و مستعد، در مجالس درس سیدكاظم رشتی شركت و با سیدعلی محمد شیرازی (باب) آشنا شد.

ادامه قسمت چهارم در:

.....................................              ادامه  مطلب         ................................................

و حالا ادامه مطلب:

خانه و مكان برای آنها ساخت قسمت عمده لوایح آنها به وسیله وزارت خارجه ما برای آنها تهیه می شد و ما آن لوایح را با یك آب وتابی به ولایات می فرستادیم . در این اوضاع میرزا حسینعلی با برادر سر ریاست به هم زد و میرزا یحیی زیر بار برادر خود نرفت معلوم شد تحریك رقبای ما سبب اختلاف آنها شده است. میرزا یحیی از برادر جدا شده به طرف جزیرة قبرس رفت ودر آنجا متأهل شده و خود را صبح ازل نامید. رقیب ما كه پی به عدم لیاقت او نبرده بود وجوه گزاف به او می رسانید او تمام را خرج لهو و لعب خود می كرد . از طرفی هم میرزا حسینعلی با تابعانش به تحریك مملكت ایران به عكاروانه شدند. ما در صدد بر آمدیم عباس پسر حسینعلی را بگذاریم درس بخواند. عباس باذكاوت تر از پدرش بود و خوب هم درس می خواند و بی نهایت ساعی در درس خواندن بود و مطالعة زیاد می كرد. رقبای ما سعی می کردند الواح ضدو نقیضی كه نویسندگان ما صادر می كردند افشاء كنند به واسطه شهرت هائیكه به اسم میرزا یحیی داده بودند لابد شدیم اسم بابی را تبدیل به بهائی كنیم چون جسته جسته عقاید را می گفت و بعضی از طرفداران رقیب ما گفته های او را انتشار می دادند و نزدیك بود كارها و زحمات چندین ساله را كه با پولهای زیادی به این پایه رسیده بود از میان بردارند. به محض آن كه بین میرزا یحیی و میرزا حسینعلی به هم خورده بود میرزا حسینعلی من یظهر الله شد و میرزا یحیی را پیروان معزول كردند ولی از بی سوادی من یظهره الله چه بگویم الواحی كه ما تهیه می كردیم نمی توانست درست بخواند و به واسطة اظهار لحیه چند كلمه از نخود خود داخل آش ما می كرد و الواح ما كه سرو ته درستی نداشت به واسطة دخالت او بی مزه تر می شد معهذا عوام می فهمیدند كه چه نوشته و حق و باطل چیست ؟!!! هر كس در تهران بهائی می شد به او همراهی و مساعدت می كردیم بهترین مبلغ ما  آخوندها بودند و كمك عمده را آنها بما می كردند  زیرا باهركس مخالفتی داشتند او را بابی یا بهائی قلمداد می نمودند آنوقت ما آنها را جلب و مساعدت می كردیم و البته آنها پناهی جز مانداشتند از اینها گذشته هركس را طالب بودیم به وسایل محرمانه آخوندها را با او طرف میكردیم تا اورا بابی وكافر قلم داد كنند آنوقت فورا یكی را پیش او فرستاده از دسته خودمانش میكردیم به قسمی این جریان سهل بود كه حد نداشت واغلب مردم از ترس جور وظلم آخوندها بهائی می شدند واگر دوباره می خواستند اظهار كنند كه ما به دروغ جزو این دسته شدیم وبهائی نیستیم آخوندها ودیگران كه همسایة آن مرد بودند از او قبول نمی كردند. هر مجتهدی را می توانستند به نام خود در انظار دولت و عوام متهم كنیم تا اینجا كار من به خاتمه رسید و گزارشات خود در انظار دولت و عوام متهم كنیم تا اینجا كار من به خاتمه رسید و گزارشات خود را به وزارت متبوعه دادم و اختلا ف جدید را دین اسلام درست نمودم تا خود با دكان جدید خود چه كنند.2

پاورقی:

1.www.Yawaran.com

2.كینیاز دالگوركی جاسوس اسرارآمیز روسیه تزاری پیدایش مذهب بابی وبهائی درایران



::
:: مرتبط با: بهائیت و روسیه , فعالیت های جاسوسی ,
:: برچسب‌ها: بهائیت , بهاییت , روسیه , بهائیت و روسیه , استعمار روسیه , فرق باطل , بهائیت و استكبار ,
نویسنده : ارشاد
تاریخ : دوشنبه 13 آبان 1392