تبلیغات
بهائیت و روسیه - زمینه پیدایش فرقه بهائیه (قسمت دوم)
 
 


<-BlogDescription->

زمینه پیدایش فرقه بهائیه (قسمت دوم)

زمینه پیدایش فرقه بهائیه

(قسمت دوم)

از آنجایی که تأسیس هر فرقه و مسلکی در بستر تاریخ تحت تأثیر عوامل بی شماری قرار داشته است پیدایش بهائیت نیز در قرن سیزدهم هجری (دوره قاجاریه) منبعث از شرایط زیادی بوده که مهمترین آنها عوامل اقتصادی، سیاسی، فکری و فرهنگی جامعه آن زمان ایران به شمار می‏آیند به همین لحاظ شایسته آن است که در آغاز اشاره‏ای به این شرایط نموده و سپس به روند پیدایش تاریخی فرقه مزبور پرداخته شود. قسمت اول با عنوان وضعیت ایران به هنگام ظهور بهائیت در پست قبل مطرح شد ، حال قسمت دوم خدمت شما عزیزان ارائه می گردد.

2.     روند تاریخی پیدایش فرقه بهائیت

میرزا یحیی صبح ازل - جانشین باب

کسب مدال از ژنرال انگلیسی بخاطر خدمات بهائیان به انگلیس در تصرف عثمانی

 

1.       روند تاریخی پیدایش فرقه بهائیت

حال که شرایط و وضعیت موجود در زمان ظهور بهائیت در بخش پیشین مورد بررسی قرار گرفت، اکنون در این بخش به سیر تاریخی پیدایش این فرقه به صورت خلاصه می‏پردازیم. قابل ذکر است چنانچه خوانندگان گرامی مایل به دریافت اطلاعات بیشتری در زمینه وضعیت افراد مورد اشاره در این بخش می‏باشند، کتب راهنما در ذیل صفحات آمده است.  در دوران حکومت فتحعلی شاه (قرن دوازدهم هجری) یکی از فرق شیعه به نام شیخیه به رهبری شیخ احمد احسائی اعلام نمود که امام زمان در جهانی دیگر به نام هور قلیایی می‏باشد و چون جسم عنصری (خاکی) او از بین رفته امکان رجعت با جسم عنصری را ندارد لذا در کالبد شخص دیگری ظهور پیدا می‏کند!! با اعلام این مواضع جدید از سوی شیخ، علمای وقت در ایران و همچنین عتبات عالیات در عراق، ادعاهای او را باطل و وی را مرتد دانسته از جمله حاج محمدتقی قزوینی که از اعاظم علمای وقتی ایران بود. [1] .

پس از در گذشت شیخ احمد، فرد دیگری به نام دیگری به نام سید کاظم رشتی (1212 - 1259 هجری‏قمری) جانشین او شده و همان ادعاها را تکرار و اظهار نمود که عن قریب اما منتظر ظهور خواهند کرد. [2]  لذا شاگردانش پس از مرگ او شبانه‏روز به تحجد و روزه داری پرداخته و آماده ظهور شدند و در عین حال افکار مردم کم اطلاع آن زمان را معطوف به افکار و رفتارهای خود نمودند. در این مقطع دولتهای استعماری روس و انگلیس (در بخش پیشین به آن اشاره شد) با تمام قوا در صحنه مقدرات و تصمیم گیری‏های کشور حضور داشتند و هیچ حرکت و تصمیمی علیه منافعشان از طرف دولت مرکزی را بر نمی‏تافتند. در این آشفته بازار یکی از مریدان بی نام و نشان سید کاظم رشتی، به نام سید علی محمد شیرازی اعلام نمود که من باب یعنی واسطه بین امام زمان و مردم هستم. [3] .

وی پس از اندک زمانی در بالای منبر به مردم اعلام نمود «که چون امام زمان وجود عنصری (جسم) ندارد، پس به ناچار در کالبد دیگری حلول می‏کند و ایشان در من حلول کرده‏اند و من خود امام زمان هستم!» [4] . 

حکومت وقت (زمان محمد شاه و صدرات میرزا آغاسی) اقدام به دستگیری و حبس وی می‏نماید. در اینجا نقش دستگاه فرقه سازی استعمار روشن و هویدا می‏گردد. چرا  که به هنگام برخورد حکومت وقت با سید علی محمد شیرازی حمایت علنی و تلویحی سفارت روس در تهران شروع می‏شود و سید با دفع الوقت موفق می‏شود که حتی دین اسلام را منسوخ و خود را پیامبر جدید معرفی نماید. [5] .

از سوی دیگر سید علی محمد با هدایت سفارت روس (دالگورکی) شاگردان خود را به سایر نقاط پرجمعیت مذهبی ایران اعزام نمود، از جمله: استانهای خراسان، زنجان، آذربایجان، مازندران، یزد و همدان تا هوادار جمع کنند. در این میان خراسان برای سید علی محمد (با توجه به آگاهی قبلی او به روایات علائم ظهور امام عصر) [6]  نقش مهمی ایفا می‏نماید چرا که عده‏ای از هوادارن خود در خراسان را اسب سوار با علم‏های سیاه به قیام علیه سرداران حکومت وا می‏دارد و این اقدام را منطبق بر وجود یکی از علائم ظهور اعلام و زمینه افزایش هوادارن خود را فراهم می‏نماید. 

حکومت وقت که از این حوادث مضطرب و نگران می‏گردد علی محمد باب را به تهران آورده و با علما روبرو می‏سازد در این مجلس او نمی‏تواند به سؤالات علما پاسخ دهد لذا اعلام توبه می‏نماید و توبه نامه را امضا می‏کند. [7]  حکومت پس از این رویداد وی را مجددا به قلعه چهریق آذربایجان تبعید می‏نماید. هواداران علی محمد باب نیز، در زنجان و مازندران با مطرح نمودن دوران فترت و اینکه هیچ حکم و تکلیفی بر گردن ندارند دست به شورش قتل و کشتار و هتک حرمت مسلمانان می‏زنند.[8]  در این اثنا محمدشاه، فوت می‏نماید و دوران حکومت ناصرالدین میرزا با صدارت میرزا محمدتقی امیر کبیر شروع می‏شود. امیر کبیر که مانند سایر دولتمردان قاجار شخصیت وابسته‏ای نداشت با اوج گیری اقدامات مسلحانه هوادارن این فرقه و ایجاد اغتشاش و ناامنی در کشور با حکم علمای وقت مبنی بر ارتداد، سرانجام دستور اعدام سید علی محمد شیرازی ملقب به باب را صادر کرد و در شعبان 1266، نامبرده در میدان تبریز تیر باران می‏گردد.  

پس از معدوم شدن باب، هوادارن وی، تصمیم به قتل ناصرالدین شاه می‏گیرند و در سال 1268 هجری‏قمری، شاه را ترور می‏نمایند ولی موفقیتی به دست نمی‏آورند، شاه نیز با عصبانیت اقدام به دستگیری اعضاء شاخص بابیان می‏کند که از آن جمله میرزا حسینعلی نوری (که بعدها اعلام پیامبری می‏نماید) به زندان تهران منتقل می‏شود و برای خلاصی از زندان «لوح سلطان» در مدح ناصرالدین شاه به عنوان «مظهر عدل» را صادر می‏نماید! 

برادر کوچکتر حسینعلی یعنی «میرزا یحیی» ملقب به «صبح ازل» به مازندران فرار و از طریق سفارت روسیه درخواست کمک برای آزادی برادرش می‏نماید و خودش به بغداد می‏گریزد [9]  و اعلام «من یظهره الهی» [10]  می‏کند و اظهار می‏دارد آن کسی است که باب بشارت ظهور پس از خود را داده. سفارت روسیه هم با تحت فشار قرار دادن دربار از اعدام حسینعلی نوری جلوگیری و مقدمات تبعید او و همراهانش را به کشور عثمانی فراهم می‏کند و سرانجام حسینعلی نوری به بغداد تبعید و در کنار برادرش قرار می‏گیرد. [11]  و به پاس خدمات دولت تزاری روسیه برای آزادیش لوحی نیز به افتخار امپراطور روس به او نازل می‏شود!!! [12]  حسینعلی نوری ابتدا در بغداد پیشکار برادرش یحیی می‏گردد. و پس از گذشت دو سال (1272 هجری‏قمری) اعلام می‏نماید که «من یظهره اله» خودم می‏باشم و یحیی دروغ می‏گوید و اینکه او در آغاز خود را من یظهره اله معرفی کرده را من به او یاد دادم تا حکومت وقت با من برخورد نکند! [13]  و من «بهاءاله» هستم. درگیری دو برادر بر سر پیامبری شروع می‏شود، حکومت عثمانی به ناچار آنها را به استامبول و سپس به آدرنه تبعید نمود اما به دلیل ادامه تنازع، حسینعلی نوری را به عکا و یحیی صبح ازل را به قبرس تبعید می‏کند. از این پس حسینعلی نوری با اعمال نفوذ بر یاران خود در ایران به  وسیله ارسال نامه‏هایی معروف به الواح و همچنین برخورداری از حمایت انگلیسی‏ها توانست یحیی ازل را از صحنه خارج و یاران خود را حفظ نماید. 

وی که ملقب به بهاءاله است دو کتاب به زبان‏های عربی و فارسی به نام «ایقان» و «اقدس» در خصوص احکام و اصول فرقه جدید «بهائیت» به جای گذاشته است.[14] .

پس از مرگ حسینعلی نوری در سال 1312 هجری‏قمری پسرش به نام عباس افندی معروف به عبدالبهاء با برادر دیگرش به نام محمدعلی بر سر جانشینی درگیر شد و باز استعمار انگلیس در اینجا دخالت نمود و به پاس خدماتش به آنها در فلسطین و بر سر اراضی قبرس و ایجاد اختلاف بین عثمانی و انگلستان از عباس حمایت کرد و به وی لقب SIR (سر) و مدال «نایت هود» داد [15]  عباس هم به پاس این همه تفضل! (لوح سلطان) را در مدح و ثنای پادشاه وقت انگلستان به نام ژرژ پنجم و ادامه بقای بی زوال او صادر نمود.[16]  (در اینجا میزان پایبندی بهائیان به شعار عدم دخالت در امور سیاسیه که از شعارهای اساسی و اصلی آنهاست روشن می‏گردد.) پس از مرگ عباس افندی در سال 1340 هجری‏قمری به دلیل نداشتن فرزند پسر، نوه دختری او به نام شوقی افندی، جانشین عباس افندی گردید و حمایت سیاسی دولت بریتانیا کماکان مستدام بود. وی افرادی را منصوب نمود تا شورای مرکزی بهائیان معروف به بیت العدل را در سرزمین فلسطین اشغالی تشکیل دهند و ریاست آن را به (چارلز میسن آمریکایی) سپرد.[17]  پس از مرگ شوقی افندی در سال 1958 به دلیل اختلافی که بین سران آمریکایی و بریتانیایی بر سر جانشینی ایجاد گردید انشقاق دیگری به وجود آمد و همسر کانادایی شوقی به نام روحیه ماکسول موفق به طرد میسن ریمی گردید و از این تاریخ به بعد رهبری فردی جای خود را به رهبری جمعی داده و بیت العدل نقش اساسی در رهبری این فرقه را ایفا می‏نماید.[18] .

 

 (بهائیت و تحریف تاریخ-مؤلف: علی نصری-نوبت چاپ: اول-تاریخ چاپ: بهار 1386-چاپخانه: عمران-شمارگان: 2000 نسخه- ناشر: ایده گستر)

پاورقی

[1] ر - ک / فشاهی -محمدرضا - مؤسسین جنبش قرون وسطایی در دوران فئودال - تهران انتشارات جاویدان 1356.

[2] ر - ک / بهرام افراسیابی - تاریخ جامعیت بهائیت - تهران نشر سخن.

[3] ر - ک / فضایی - یوسف -شیخیگری، بابیگری و بهائیگری - تهران -انتشارات عطایی 1354 - ص 47.

[4] ر - ک / افراسیایی - بهرام - تاریخ جامعیت بهائیت - تهران - نشر سخن 1371 - ص 51.

[5] ر - ک / زعیم الدوله - مفتاح الابواب ترجمه حسن فرید گلپایگانی - تهران نشر فرخی.

[6] ر - ک /مجلسی -بحارالانوار - مجلدات مربوط به ظهور امام زمان عج.

[7] عین دست خط در مجلس شورای اسلامی هم اکنون موجود است. این توبه نامه در کتاب کشف الغطاء میرزا ابوالفضل گلپایگانی نویسنده بهائی نیز چاپ شده است.

[8] حوادث دشت بدشت نزدیک شاهرود امروزی در کتب تاریخی موجود است.

[9] شوهر خواهر حسینعلی نوری به نام مجید آهی منشی سفارت روسیه در ایران بود که از سفارت روسیه درخواست توصیه برای آزادی حسینعلی نوری را نمود. (نقل از تاریخ نبیل زرندی از مورخین مورد وثوق بهائیان).

[10] باب کتابی نوشته با عنوان (ان البیان میزان من عند اله یوم من یظهره اله) و در آن به پیامبر بعد از خود اشاره کرده.

[11] زعیم الدوله میرزا مهدی خان - مفتاح باب الابواب - انتشارات فرخی - تهران - بی تا.

[12] الواح میرزا حسینعلی نوری.

[13] ر - ک / فضایی - یوسف -شیخیگری، بابیگری و بهائیگری - تهران - انتشارات عطایی 1363.

[14] ر - ک / حکمت -علی اصغر - تاریخ ادیان - تهران.

[15] ر - ک / شوقی افندی - قرن بدیع - لجنه ملی انتشارات امری.

[16] همان ماخذ.

[17] ر - ک / مرتضی احمد - تاریخ و نقش سیاسی و رهبران بهائی - دارالکتب اسلام 1346.

[18] ر - ک / رائین - اسماعیل - انشعاب در بهائیت پس از مرگ شوقی افندی - مؤسسه تحقیقی رائین 1358.



::
:: برچسب‌ها: بهائیت , بهاییت , روسیه , بهائیت و روسیه , استعمار روسیه , فرق باطل , بهائیت و استكبار , پیوند با استكبار , جاسوس روسیه , پرنس دالگوركی , احبا , یاران ایران , استعمار پیر , گینیاز دالگوركی , پرنس , جاسوس اسرار آمیز , تزار روس , فعالیت جاسوسی روسیه , سفیر روسیه و بهائیت , جنگهای ایران و روس , عهدنامه گلستان , عهد نامه ترکمانچای , گرگین خان , عباس میرزا , فتحعلی شاه , باب , بها اله , جاسوس روس , امانت روس , کاخ کرملین , ارتباط ایران و روسیه , روسیه تزاری , احبا ایران , یاران , قنسول روس , قاجاریه , ظهور بهائیت در ایران , دالگورکی , قره العین , میرزا یحیی , صبح ازل , ازلیه ,
نویسنده : ارشاد
تاریخ : شنبه 27 آبان 1391